‏نمایش پست‌ها با برچسب محمدعلی اکبریان -عاطف. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب محمدعلی اکبریان -عاطف. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۷/۱۱/۲۱

تشكر وقدرداني

خانواده عاطف :
بازماندگان شادروان مرحوم حاج محمدعلي اكبريان (عاطف) سپاس و تشكر فراوان خود را بابت همدرديها و حضورسبزتان كه در مراسم تشييع،تدفين و يادبودآن مرحوم ابراز فرموديد صميمانه اعلام مي نمايند.
بزرگواريهاي بي نظيري كه دوستان وياران عنايت داشته اند ، توانست غم فقدان آن عزيز ازدست رفته را بر ما هموار نمايد، و بدون شك روح آن مرحوم را درآرامش كامل قرا خواهد داد..
ازخداوند متعال خواهانيم كه فرصت خدمت در شاديهايتان را داشته باشيم.
بازماندگان مرحوم حاج محمد علي اكبريان (عاطف)

۱۳۸۷/۱۱/۱۴

یاد عاطف

هو العزیز

با تمام حزن و اندوه در سینه و بغض در گلویم قطعه ای را که در رثای استاد گرانمایه و پدربزرگ ارجمندم (عاطف) سروده ام به دوستدارانش و همه کسانی که در غم از دست دادن آن عزیز با من شریک بودند تقدیم می نمایم :
یاد عاطف
عاطفا، یاد تو هر جا که شوم ره جانان من است
نشوم خیره به جایی جز آنجا که خاطرت یاد من است
شعرهایت همه سبز، نغمه هایت همه ساز
عطر تو چون گل یاس، در هوای ذهن بیدار من است
در فراق تو کسی مونس و غم خوارم نیست
این عزیز است ونگارش ، همه شب غمگسار من است
طالقان را طلاکان خواندی و سرزمین رادمردان
خورشید تابنده ای بر این دیار، که زادگاه من است
گر بگسلد زمانه بند من و تو در جهان باکی نیست
دلخوشم به خونی که جاری در رگ های من است
شهاب الدین اکبریان
87/10/25

۱۳۸۷/۱۱/۰۸

اعلاميه مراسم شب چهلم زنده ‌یاد عاطف


مديريت محترم سايت عزيز و نگار،
باسلام و ضمن ارزوي موفقيت براي شما به پيوست اعلاميه مراسم شب چهلم پدر، حاج محمد علي اكبريان ارسال ميگردد تا در صورت امكان در سایت درج گردد. درضمن دراينجا ازكليه عزیزان، دست‌اندركاران سایت و اعضاي وبلاگ عزيزو نگار دعوت مينمايیم كه دراين مراسم وشادي روح مرحوم عاطف حضور بهمرسانند.
باتشكر: عماد اكبريان

۱۳۸۷/۱۱/۰۴

سایه طوبی

پشت من از بار سنگین فراق تو شکست
نازنینا بار هجرت را کشیدن زود بود
گرچه رفتی از نگاهم کی روی از دل مرا
طعم زهرآلود فقدان را چشیدن زود بود
گرچه نقش روی تو در خاطر ما مانده است
روی زیبای تو را زین پس ندیدن زود بود
عاطفا هر چند کوچیدی تو از دار فنا
سایه ی طوبی زسر بردن برایم زود بود
طبع شعر و کلک شیوا نغز گفتارت کجا؟
جرات شعروغزل سفتن برایم زود بود
فرزند عاطف: بهشید اکبریان

۱۳۸۷/۱۱/۰۳

محمد علی اکبریان پدری دلسوز و مهربان برای همه ما بود

"چه جانفرساست این درد جدایی"

وداعی تلخ بود و حزن انگیز
سراسر سینه ام از غصه لبریز

گرفتم دست لرزانت به نرمی
فشردم بر دو چشمانم به گرمی

"پدر این آخرین دیدار ما بود"

لبت خاموش بود اما نگاهت
به آرامی به من بدرود می گفت

"چه جانفرساست این درد جدایی"

همین دیروز بود با تو نشستم
هزاران عهد وپیمان با تو بستم

به من گفتی ره مردانگی را
فروتن بودن و افتادگی را

به من گفتی که دانش بهترین است
پسر غافل مشو راه تو اینست

ادب را پیشه کن در زندگانی
به مظلومان کمک کن تا توانی

"دریغا زندگی بس بی وفا بود"

الا ای تار و پود و ریشه من
تو ای سرچشمه اندیشه من

رسد روزی که آیم بر مزارت
نشینم بار دیگر برکنارت

به یاد او

پدر بزرگ عزیزم
نوشتن از تو برایم بسیار دشوار است.این چند سطر توانایی بیان بزرگی روحت را ندارد اما نوشتن از توست که به این کلمات ارزش می دهد و به من جرات,وگرنه نه من شاعری چون توام و نه نویسنده ای چیره دست!
جداشدن سخت است از تو که دلت دریایی بود از صدف های عشق,لبت گلی بود که به هنگام شکفتن عطر دوستی می پراکند,در چشمان آبی ات مهری بود که تصویری از مهربانی درونت را نمایان می کرد,گرمای دست هایت یاس نوازش می کاشت و شعرهایت زندگانی را معنا می کرد.
فرصت شناخت تو را پیدا نکردیم که زمان اندک است برای فهمیدن راز گل سرخ ولی چه می توان کرد که گفته اند:
آب دریا را اگر نتوان کشید پس به قدر تشنگی باید چشید
نامت جاوید باد که اندیشمندان را پایانی نیست!

امیرحسین صادقیان نوه شادروان حاج محمدعلی اکبریان(عاطف)

۱۳۸۷/۱۱/۰۱

چهلم و مراسم بزرگداشت زنده یاد محمد‌علی اکبریان (عاطف)

پدرمسافری غریب است که درقربت غریبانه خویش درلقا حق تعالی مامن وآرامش گزیده است .
روزپنجشنبه 10/11/87ازساعت 30 /10 درمسجدجامع شهرک طالقان به یادچهلمین روزپروازش گردهم می آئیم وپس ازبرگزاری مراسم وصرف ناهاردرجوارخانه ابدی پدربه سوگ خواهیم نشست .
چشم به راه همه دوستدارانش خواهم بود.
فرزندعاطف "مسعوداکبریان "
تهران 1/11/87

۱۳۸۷/۱۰/۲۵

یاد عاطف

هو العزیز

با تمام حزن و اندوه در سینه و بغض در گلویم قطعه ای را که در رثای استاد گرانمایه و پدربزرگ ارجمندم (عاطف) سروده ام به دوستدارانش و همه کسانی که در غم از دست دادن آن عزیز با من شریک بودند تقدیم می نمایم :

یاد عاطف

عاطفا، یاد تو هر جا که شوم ره جانان من است
نشوم خیره به جایی جز آنجا که خاطرت یاد من است

شعرهایت همه سبز، نغمه هایت همه ساز
عطر تو چون گل یاس، در هوای ذهن بیدار من است

در فراق تو کسی مونس و غم خوارم نیست
این عزیز است ونگارش ، همه شب غمگسار من است

طالقان را طلاکان خواندی و سرزمین رادمردان
خورشید تابنده ای بر این دیار، که زادگاه من است

گر بگسلد زمانه بند من و تو در جهان باکی نیست
دلخوشم به خونی که جاری در رگ های من است


شهاب الدین اکبریان
25/10/87

۱۳۸۷/۱۰/۱۱

-------------------------------------------بسمه تعالی
مردی بزرگ، دانشمندی گرانقدر، شاعری خوش قریحه، نویسنده ای توانا، عارفی بی مدعا، شادروان حاج محمد علی اکبریان (عاطف) به دیار باقی شتافت، روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
در مراسم تشییع، تدفین، ختم و هفت آن عزیز سفر کرده اقشار مختلف مردم از سراسر کشور پهناور و عزیزمان شرکت نمودند و بردل مجروح بازماندگان مرهم نهادند.
قدردانی و تشکر از کلیه عزیزان وظیفه بازماندگان می باشد که بدینوسیله ابراز می گردد، ضمنا از سازمان ها و ارگان ها و نهادهایی که بذل محبت کرده و با پلاکارد، تاج های گل، ایمیل، تلفن و حضور در مجالس از آن بزرگوار تجلیل کرده اند سپاسگزار می باشیم.
----------------------------------------------------------------------( خانواده عاطف)

۱۳۸۷/۱۰/۰۹






چه سخت است در باور گنجاندن غروب عاطف و چه سخت است نگارش یادواره جدایی او
وقتی به صفحه اول دیوان عزیز و نگارم مینگرم...


طالقان به واسطه دینی که به تو دارم ودر دامن پاک و پرمهرت پرورش یافته ام و به عنوان سپاس که در راه اجرای یک اثر بی بدیل بدست آورده ام به پیشگاه عظمت تو بلند همت ، جوانمرد و فرهنگ دوست، سر تعظیم فرود می آورم و می گویم:
طالقان، ای مهد ایمان و تمدن در جهان-------طالقان، ای زادگاه شیر مردان جهان
خاک پاکت تا ابد جاوید، همچون آفتاب------ای وطن، دارالامان مومنینی در جهان
------------------------------------------(عاطف)


( کاش می شد باز هم دستان پر مهرش را در دستهایم بگیرم)



۱۳۸۷/۱۰/۰۴

بار بربست وبه گردش نرسيديم و برفت.


ديشب در كمال ناباوري خبر از دست دادن آقاي اكبريان را در وبلاگ ديدم و از ديشب تا كنون بغضي با من است. بيش از هر چيز به خودم لعنت فرستادم كه با امروز و فردا كردن فرصت ديدار دوباره با اين دوست فرهيخته را از دست دادم. انگار هميشه بايد دير برسيم و بعد افسوس‌هاي بي‌پايان. صداي گرم و رفتار مهربان و شوخ طبع پيرمرد هنوز در نظرم است. اواخر بهار هر بار كه از شهرك رد مي‌شدم به مغازه ايشان سري مي‌زدم كه شايد ببينمشان و مي‌ديدم مغازه بسته است. بالاخره با منزلشان تماس گرفتم و متوجه شدم كه ايشان مريض هستند. كمي با هم تلفني صحبت كرديم و اصرار داشت كه به ديدنش بروم. گفتم حتما مي‌آيم. و نمي‌دانستم كه آن‌قدر در چنبره‌ي كارهاي روزمره غرق خواهم شد كه فرصت ديدارشان را براي هميشه از دست مي‌دهم. ديگر من مانده‌ام و چند خاطره‌ي شيرين از ديدار ايشان در طالقان و غمي كه تا مغز استخوان مي‌دود.
مرحوم عاطف علاوه بر مجموعه‌اي از صفات پسنديده‌ي انساني، نويسنده‌اي است كه تمام مردم طالقان به نوعي وام‌دار اويند. او با نشر كتاب‌هاي عزيز و نگار و فرهنگ عامه طالقان بسياري از خاطرات جمعي و مراسم اين سرزمين را كه رو به فراموشي بود به شكل مكتوب درآورد. آقاي اكبريان از آن‌دست نويسندگاني بود كه در اين روزگار كيميا هستند. كار فرهنگي را به عشق فرهنگ انجام مي‌داد نه به اميد نان. و دغدغه‌اش جوانان سرزمينش بود. تا جايي كه مي‌دانم در حال گزينش و تدوين كتابي در حوزه‌ي ادبيات كلاسيك بود كه نمي‌دانم به پايان رسيد يا خير.
او علاوه بر تحقيق و نويسندگي خطاط خوبي هم بود. هنوز صداي چرخش قلمش را بر برگ نخست كتاب خودش به خاطر دارم كه با خطي خوش و قلبي مهربان كتاب را تقديم به دوستي مي‌كرد. عكسي از او گرفته‌ام كه به نظرم شخصيتش در آن كاملا پيداست: پشت ميز كوچكش در مغازه شهرك نشسته بود و با ليواني كه قلم‌هايش را در آن مي‌گذاشت كادر را كامل مي‌كرد. نوشتن، صميميت و سرزندگي. حيف كه ديگر جايش براي هميشه پشت آن ميز خالي ‌است.
مي‌دانم كه اكنون روح او در كمال آرامش و قرين رحمت الهي است. افسوس از آن جهت است كه پدربزرگي مهربان را از دست داده‌ايم.
ياد و خاطرش گرامي است.

۱۳۸۷/۱۰/۰۳

رحلت آقای اکبریان، نویسنده و شاعر طالقانی (منجمله منظومه عزیزونگار)


کل من علیها فان

شادروان حاج محمد علی اکبریان

( عاطف )

چه سخت است در باور گنجاندن غروب عاطف و چه تلخ است نگارش یادواره جدایی او

از خاطر دلها نرود یاد تو هرگز
ای آن که به نیکی همه جا ورد زبانی

بدینوسیله غروب ستاره ای درخشان و پرفروغ ، انسانی وارسته ، معلمی دلسوز ، عارف و صادقی کار دیده ، همدم نسیم وصال ، محرم حریم جلال ، رهنمای راه حقیقت ، محب اهل بیت ، خادم محرومین ، مظهر خوبی ها و کمالات و فضائل انسانی مرحوم مغفور شادروان حاج محمد علی اکبریان ( عاطف ) شاعر و نویسنده توانا ، بزرگ خاندان اکبریان را به اطلاع کلیه دوستان و آشنایان می رساند.

به این مناسبت مراسم تشییع و تدفین آن مرحوم روز سه شنبه مورخ 03/10/87 از ساعت 30/8 صبح الی 00/14 در شهر طالقان برگزار و مراسم ختم آن مرحوم نیز روز پنج شنبه مورخ 05/10/87 از ساعت 00/14 الی 30/15 در مسجد جامع شهر طالقان منعقد می گردد. وسیله ایاب و ذهاب راس ساعت 00/10 صبح مورخ 05/10/87 از مقابل درب منزل آن فقید سعید در تهران آماده حرکت به سمت شهر طالقان می باشد .

تشریف فرمائی عموم عزیزان موجب اجر اخروی و نشانه تجلیل از مقام علم و زهد آن مرحوم و تسلی خاطر بازماندگان خواهد بود.

از طرف همسر و فرزندان و کلیه وابستگان سببی و نسبی


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کلیه حقوق مطالب ، تصاویر و فایل‌های صوتی منتشر شده در وبلاگ متعلق به نویسندگان آن است و هرگونه استفاده از آن‌ها تنها با اجازه مستقیم نویسنده امکان‌پذیر می‌باشد.