۱۳۸۸/۰۳/۱۱
۱۳۸۷/۱۲/۲۴
"عزیز و نگار" دو دلداده طالقانی در شبهای بخارا
۱۳۸۷/۱۱/۰۸
اعلاميه مراسم شب چهلم زنده یاد عاطف
۱۳۸۷/۱۱/۰۱
چهلم و مراسم بزرگداشت زنده یاد محمدعلی اکبریان (عاطف)
روزپنجشنبه 10/11/87ازساعت 30 /10 درمسجدجامع شهرک طالقان به یادچهلمین روزپروازش گردهم می آئیم وپس ازبرگزاری مراسم وصرف ناهاردرجوارخانه ابدی پدربه سوگ خواهیم نشست .
چشم به راه همه دوستدارانش خواهم بود.
تهران 1/11/87
۱۳۸۷/۱۰/۰۳
رحلت آقای اکبریان، نویسنده و شاعر طالقانی (منجمله منظومه عزیزونگار)
کل من علیها فان
شادروان حاج محمد علی اکبریان
( عاطف )
چه سخت است در باور گنجاندن غروب عاطف و چه تلخ است نگارش یادواره جدایی او
ای آن که به نیکی همه جا ورد زبانی
بدینوسیله غروب ستاره ای درخشان و پرفروغ ، انسانی وارسته ، معلمی دلسوز ، عارف و صادقی کار دیده ، همدم نسیم وصال ، محرم حریم جلال ، رهنمای راه حقیقت ، محب اهل بیت ، خادم محرومین ، مظهر خوبی ها و کمالات و فضائل انسانی مرحوم مغفور شادروان حاج محمد علی اکبریان ( عاطف ) شاعر و نویسنده توانا ، بزرگ خاندان اکبریان را به اطلاع کلیه دوستان و آشنایان می رساند.
به این مناسبت مراسم تشییع و تدفین آن مرحوم روز سه شنبه مورخ 03/10/87 از ساعت 30/8 صبح الی 00/14 در شهر طالقان برگزار و مراسم ختم آن مرحوم نیز روز پنج شنبه مورخ 05/10/87 از ساعت 00/14 الی 30/15 در مسجد جامع شهر طالقان منعقد می گردد. وسیله ایاب و ذهاب راس ساعت 00/10 صبح مورخ 05/10/87 از مقابل درب منزل آن فقید سعید در تهران آماده حرکت به سمت شهر طالقان می باشد .
تشریف فرمائی عموم عزیزان موجب اجر اخروی و نشانه تجلیل از مقام علم و زهد آن مرحوم و تسلی خاطر بازماندگان خواهد بود.
از طرف همسر و فرزندان و کلیه وابستگان سببی و نسبی
۱۳۸۷/۰۹/۰۹
سنگ نوشته قاجاري گردنه عسلك ، تاريخ خود را از ياد برده است.
سنگ نوشته قاجاري گردنه عسلك روستاي گراب طالقان بدون حفاظت هاي لازم آثار و كتيبه هاي تاريخي رها شده است .
خبرگزاري ميراث فرهنگي _ گروه ميراث فرهنگي _ سنگ نوشته قاجاري گردنه عسلك روستاي گراب طالقان بدون حفاظت هاي لازم آثار و كتيبه هاي تاريخي رها شده است .اين درحالي است كه سنگ نوشته قاجاري گردنه عسلك و نهر تاريخي آن به شماره 7047 در تاريخ 12 بهمن81 در زمره آثار ملي اين قرار گرفته اند تا در پناه قوانين ميراث براي هميشه در تاريخ روستاي گراب ماندگار شوند.
به گفته "ناصر پازوكي"، كارشناس بررسي و شناسايي طالقان اين سنگ نوشته تاريخي نيازمند رسيدگي و حفاظت هاي ضروري است در غير اين صورت نمي تواند بيش از اين آسيب هاي طبيعي و انساني را تاب بياورد .
در بدنه شمالي سنگ ياد شده كتيبهاي به ابعاد 100 سانتيمتر طول و 85 سانتيمتر عرض وجود دارد كه روي آن در چهار سطر مطالبي به صورت برجسته نوشته شده است.
متن نوشته شده روي سگ به علت فرسايش بيش از حد آن به سختي قابل خواندن بود .
پازوكي درباره نحوه خواندن اين كتيبه تاريخي مي گويد :«اعضاي هيات با تلاش زياد توانست با استفاده از كاغذ مرطوب و مالش، آن را كپي برداري كرده و تا حدي بخوانند. »
متن كاملي كه اين كارشناسان شناسايي كرده اند به اين قرار است :« در سطح اول و در وسط كادر آمده است :نصر منالله و فتح قريب و زير آن نوشته شده از تو مدد در سطر دوم: بعهد ناصرالدين شاه شاهان / كه با اميران تورانش بچنگ است .در سطر سوم: به حكم ميرزا ايوب مير دفتر / كه از بهر رعيت به ز گنج است .در سطر چهارم نيز نوشته شده بود ، رضي بيك كرده جاري آب اين نهر / هزار دويست به هشتاد پنج است (1285)»
كارشناسان معتقدند :« هر چند مضامين و معني كلمات اين سنگ نوشته واضح و روشن است اما مفهوم كلي آن يا موضوع نوشته براي هيچ كس روشن نيست.»
به نظر مي رسد كه كه در زمان ناصرالدين شاه بفرمان فردي بنام ايوب ميردفتر، دستور ايجاد نهري صادر ميشود كه در سال 1285 هجري به مرحله اجرا گذاشته ميشود.
حال اين نهر آب كدام چشمه را به كجا ميخواسته منتقل كند و چه اتفاقاتي به وقوع پيوسته است براي كسي به درستي و مستند نمي داند اما برخي از كهنسالان روستاي گراب نقل ميكنند كه ميخواستند آب دو چشمه را كه از زير كوه يخچال سرچشمه ميگرفته به سمت كرج جاري كنند كه اين اقدام با مخالفت اهالي طالقان مواجه شد و درگيري نيز بين دو طرف صورت گرفته و چند نفر كشته شدند، در نتيجه كار ايجاد نهر نيمه تمام رها مي شود.
اعضاي هيات در بررسي منطقه پيرامون سنگ نوشته موفق به يافتن نهري شدند كه داراي حدود 97 متر طول و 30/1 متر عرض بوده و ديوار دو طرف نهر با سنگ مالون چيده شده و كف آن نيز به صورت پراكنده سنگفرش شده بود.
اين نهر در فاصله 3300 متري سنگ نوشته و در جهت شرقي، غربي احداث شده و در موقعيت جغرافيايي 36 درجه و 8 دقيقه و 38.3 ثانيه عرض جغرافيايي و 51 درجه و 12 دقيقه و 007 ثانيه طول جغرافيايي و در ارتفاع 3172 متر از سطح دريا و در جبهه شمال شرق سنگ نوشته واقع شده است.
۱۳۸۷/۰۷/۱۶
همايش جديد انجمن طالقاني ها
۱۳۸۷/۰۶/۲۵
۱۳۸۷/۰۴/۰۳
۱۳۸۷/۰۳/۲۱
خبر تلخ
- "... خانه دكتر حشمت متاسفانه بر اثر بيتوجهي مسئولان ديگر خرابه شده. خانهاي كه شايسته بود به موزه تبديل شود. يادم نميرود حدود 10-12 سال پيش به بخشدار پيشنهاد داديم كه تبديل به موزه شود اما متاسفانه نشد..."
۱۳۸۷/۰۲/۰۲
کتاب غواص بحر معرفت
۱۳۸۷/۰۱/۲۱
۱۳۸۷/۰۱/۱۴
معرفي كتاب
ايام عيد طالقان بودم. و طبق معمول به كتاب فروشي آقاي ميرحسيني كه در حاشيه ي ميدان مركزي شهرك طالقان هستش سر زدم. يه كتاب شعر طالقاني گرفتم. وگفتم اينجا معرفي مي كنم تا اگه دوست داشتيد و شهرك رفتيد تهيه كنيد. البته شاعر اين كتاب به نظرم اهل روستاي تكيه ناوه هستش و داراي لهجه ي پايين طالقان.. اميدوارم از اين كتاب لذت ببريد...
امكانات نداشتم عكس با موبايل گرفته شده و زياد جالب نيست (به بزرگي خودتون ببخشيد)

نام كتاب: دل گپي خودماني به گويش طالقاني
سروده: تيمور توكلي
ناشر: انتشارات ملرد
نوبت چاپ: اول 1385
شمارگان: 1000
قيمت: 1000 تومان
تعداد صفحات: 52 صفحه
قسمتي از كتاب:
البته با عرض معذرت تلفظ انگليسي همراه شعر نوشتم. براي كساني كه به گويش طالقاني علاقه مند هستند اين كتاب ميتونه جالب باشه..
۱۳۸۷/۰۱/۰۲
مژده دهید ای دوستان - حین که دیوان شعر شیخ مهدی فرهنگی(غواص) رسید
۱۳۸۶/۱۲/۲۷
یه روز در طالقان
۱۳۸۶/۱۲/۱۹
بهار
دو سه روز تعطيلي طالقان بودم جاي همه خالي...
هوا بسيار عالي بود و شب بسيار سرد...
برف هم بيشتر در ارتفاعات بود و در روستاها آب شده بود..
خلاصه همه چيز دست به دست هم داده بودند و گمان كنم كه بهار در راه است...
بهار بهار...
پرنده گفت یا گل گفت؟
خواب بودیم و هیچکی صدایی نشنفت
بهار بهار...
صدا همون صدا بود
صدای شاخه ها و ریشه ها بود
بهار بهار
چه اسم آشنایی
صدات میاد اما خودت کجایی؟
وا بکنیم پنجره ها رو یا نه؟
تازه کنیم خاطره ها رو یا نه؟
بهار اومد لباس نو تنم کرد
تازه تر از فصل شکفتنم کرد
بهار اومد با یه بغل جوونه
عیدو آوورد از تو کوچه تو خونه
حیاط ما یه غربیل
باغچه ی ما یه گلدون
خونه ی ما همیشه
منتظر یه مهمون
(شاعر: محمد علي بهمني)
۱۳۸۶/۱۱/۱۱
حتما بخوانید
۱۳۸۶/۱۰/۰۶
يك خبر
۱۳۸۶/۰۳/۲۲
تلفيقي از زيبايي و زشتي (سد طالقان نوروز 86) ساعات پاياني روز سوم نوروز
چرا زيبايي را با زشتي لكه دار كنيم؟؟ سهم اين مناظر و طبيعت زيبا كه از كنارش بودن لذت ميبريم، زباله هاست؟؟!؟
۱۳۸۶/۰۱/۱۰
كدام طالقان؟
این تغییرات از اکنون از اطراف سد شروع شده است. عمق این تغییرات هنوز چندان آشکار نیستند، اما از هم اکنون کشمکشی مخفیانه در میان عوامل ذی نفع برای سنگین کردن کفه ترازوی تغییرات به نفع جبهه خودی جریان دارد. خطوط اصلی این جبهه بندی را شاید بتوان در دو دسته بزرگتر تقسیم کرد:
1- طالقان به عنوان محیطی برای گردشگری که بخصوص به خاطر نزدیکیاش به تهران 12 میلیونی جالب و درآمدزا است.
2- طالقان به عنوان منطقه صنعتی که به خاطر کارآفرینی آن در منطقه مورد توجه مسئولان محلی است.
متاسفانه خود طالقانیها کمتر در تصمیمگیریهای آینده این منطقه تاثیرگذار هستند. مردم طالقان که شاید آنها را نیز بتوان به دو دسته بزرگتر تقسیم کرد واکنشهای متفاوت و خواستهای متفاوت در برابر این تغییرات دارند.
گروه اول اکثریت طالقانیها را شامل میشود که دیگر ساکن طالقان نیستند و تنها تابستانها و یا در تعطیلات به آنجا میایند. این بخش از طالقانیها هر چند خواهان امکانات رفاهی مانند گازرسانی، آب و برق و بخصوص جاده کشی هستند، ولی در عین حال آنها خواهان حفظ خلوتی طالقان و بکر و قدیمی ماندن آن نیز میباشند.
اما گروه دوم که طالقانیهای هنوز مقیم طالقان را شامل میشود که اکثرا افراد مسنتر هستند خواهان گسترش شهریت در طالقان هستند تا از امکانات شهرنشینی و منجمله کارآفرینی حاصل از آن استفاده کنند.
در هر صورت تصویری که به اسم طالقان می شناسیم به زودی گذشته ای دور خواهد بود که شاید بعدها برگردیم و به حسرت از آن یاد کنیم. اما حسرت چنان که میدانیم سودی ندارد و شاید به جای حسرت باید آستینها را بالا زد و از هم اکنون آگاهانه اندیشید که ما کدام طالقان را میخواهیم و بعد تلاش نمود تا نغییرات آتی در مطلوب ترین بستر ممکن جاری گردند.
اما ماجرا را سیاه یا سپید هم نکنیم! وقتی میگوییم منطقه گردشگری منظورمان چه جور گردشگری است؟ به قول خانم (آقای؟) نوشید محمودی در نوشته قبلی چیزی مانند کلاردشت در نظرمان است یا نوعی گردشگری که با بافت اقلیمی طالقان همخوانی داشته باشد و وقتی میگوییم کارآفرینی منظورمان این است که وضعیتی که در هشتگرد و نظرآباد حاکم است به طالقان نیز تعمیم داده شود و یا هدف نوعی از کارآفرینی است که با احتساب شرایط و ارزشهای این منطقه تاریخی به اجرا گذاشته میشود...
... و در نهایت باید دید که کدام یک از راههای توسعه نام برده پایدارتر و آینده نگرانهتر است. من در نوشته بعدی سعی میکنم وارد این جزئیات شوم.


