۱۳۸۷/۰۲/۲۲

همكاري جمعي

متاسفانه در چند روز اخير به جز 3 ، 4 نفر از اعضاء خبري از بقيه دوستان نيست، روزي چند بار به وبلاگ سر ميزنم اما هر با ر
فقط اسامي چند نفري خاص را ميبينم كه فعال هستند.
براي رسيدن به هدفمان كه زنده نگاه داشتن فرهنگ غني طالقان است همكاري جمعي لازم است.
بعنوان فرزندي كوچك از اين سرزمين بزرگ پيشنهاد ميكنم حضور خود را پررنگ تر كنيد.

گل لاله زرد زیبا


در کنار گورستان لاله ای زیبا روییده بود

گياه كبار

چندي پيش يكي از دوستان از گياهي به اسم كبار نام برده بود و در جواب نوشته بودند كه از اجزاي سبزي خوردن است.
البته كبار همان تره مي باشد.
در طالقان هم (مانند اكثر روستاهاي ديگر) سبزيجات نام محلي خود را دارند. مثلاً در روستاي ما
  • به مرضه مي گويند: گرم تره (Garme tara)
  • به شنبليله مي گويند: خلفه (Kholfa)
  • به شاهي (ترتيزك) مي گويند: تندك (tondak) يا تكج (takoj)
  • به ترخون يا تلخون مي گويند: تلخم (talkhom)



پونه


اگر يادتان باشد در اواخر سال گذشته آقاي قاسمي يك post درمورد گياه پونه داشتند كه آقاي پارسا نيز بطور مفصل به خاصيت هاي آن اشاره كردند.

آقاي قاسمي خواسته بودند اگر نوع ديگري از پونه را ديديم عكسش را بگذاريم. البته اين عكس نميدانم چرا قاطي كرده!! ولي در قسمت چپ عكس، گياهي كه برگهاي كشيده دارد مشخص است كه ما به آن پونه مي گوييم. فوق العاده خوش بو و خوش عطر است.

البته خوراكي هم هست خشك شده آن را با دوغ مي خورند.

لغت اسكيجك

آيا مي دانيد معني لغت اسكيجك (Eskijok) چيست؟

همينطور اسكيجك بيزين (Bizin)

۱۳۸۷/۰۲/۲۱

جانوران منطقه، تسنگوال

هر جا كه گاو گوسفند باشد، فضولات آنها هم هست. و هر جا اين فضولات باشد، سرگين غلطان هم هست.
چندي پيش شبكه 4 سيما برنامه مستندي (البته خارجي) را از كوشش طاقت فرسا ، بي نظير و البته خستگي ناپذير اين جانور نشان داد كه شديداً تحت تاثير اين همه تلاش قرار گرفتم!! و البته پي بردم كه اروپاييها خيلي زودتر ازما اين جانور را كشف كردند، در آن دقيق شدند و نتيجه اخلاقي آن را دريافتند :))

حتماً همه شما مي دانيد كه اين جانور كه نوعي سوسك به شمار مي رود از لحاظ شكل ظاهري تنوع بسياري دارد و در پاكسازي طبيعت و محيط نيز نقش اساسي ايفا مي كند.
در نظر داشتم به طالقان كه رفتم عكسي از آن بگيرم و دوستان را از وجود اين جانور ساعي مطلع سازم، كه يكي از دوستان دقيقاً در فاصله زماني سفر من به طالقان اين كار خطير را انجام دادند.
خوشبختانه عكسي كه من گرفتم گونه ديگري از اين جانور را نشان مي دهد تا تلاشم براي يافتن اين جانور در آن روز گاه ابري و گاه باراني و گاه افتابي!! بي ثمر نماند و تطابق ظاهري با عكس دوست عزيزمان نداشته باشد. D:

گرچه عكس آقاي قاسمي اين جانور شريف را در حين كار و تلاش نشان داده است و گوياتر مي باشد.









عكس لنگري

اين هم تصوير لنگري كه گفته بودم







عكس الا جيم جيم يا كش كلا

قبلاً عكس از الاجيم جيم يا كش كلا را گذاشته بودم اما ناواضح بود شايد اين دوعكس گوياتر باشد .
البته من تازه امسال فهميدم كه اون دوك هاي قرمز رنگ، تخم اين گلهاي ريز زرد رنگ هست.







ضرب المثل

ناشي آدمي همرا، كاچي بخوردن عذابه

كاچي= يك جور غذاي رقيق، ساخته شده از آرد سرخ شده در روغن، آب و شكر
بخوردن (Bokhordon)= خوردن
ناشي آدمي = يعني آدم ناشي (در گويش طالقان صفت قبل از موصوف مي آيد)
همرا= همراه

۱۳۸۷/۰۲/۱۸

خاطره

آقاي پارساي عزيز در قسمت نظرات بعدازظهري در طالقان نوشته خانم رويا اشاره به خوردن گردو و سياه شدن دستها كرده اند كه من را ياد كودكي ام انداخت.
همانطور كه ميدانيم و رويا جان نيز در نوشته چون مورچگان بايد اندوخت به آن اشاره كرده آن موقع ها بايد در مصرف همه چيز قناعت مي شد تا بتوانند سياه زمستان را سپري كنند. مادر بزرگ من هم از اين قاعده مستثني نبود و وقتي تابستانها به طالقان مي رفتيم و گاهي حتي 2 تا 3 ماه هم آنجا مي مانديم بيشتر به قبيله اي شبيه مي شديم كه براي شبيخون زدن به جايي مي روند چون فقط من و خواهرها و برادرم نبوديم پسرعمه ها دختر عمه ها پسر عمو و دختر عموها خلاصه شايد 10 - 15 نفري مي شديم اگر هر كدام فقط 50 تا گردو هم مي خورديم مي شد 500 عدد كه خوب تعداد كمي همي نبود.
ميدانيد كه خوردن گردوي تازه آن هم با پوست سبز رنگ چه دردسرهايي دارد! سياه شدن و زشت شدن دستها و ...
مادربزرگ و عمه هايم براي اينكه ما به گردو ها شبيخون نزنيم حالا فرقي نمي كرد مال باغ خودمان باشد يا غير به دروغي متوسل مي شدند كه خيلي از آن وحشت داشتم حتي گاهي شبها از ترس خوابم نمي برد.
مي گفتند يك جانوري است به نام چنگ واكرك (change vakarak) كه ناخنهاي دراز و محكمي دارد، شبها وقتي بچه هايي كه گردو خورده اند و از سياهي دستهايشان پيداست كه دزدكي اين كار را كرده اند مي خوابند اين جانور به سراغ آنها مي رود كف دست ها را با ناخنهايش خراش مي دهد و بعد به روي زخمها نمك مي ريزد!!!!
حالا فكرش را بكنيد با دانستن اين داستان با چه حول و هراسي گردو مي خورديم و با چه هول و هراسي شب را به صبح مي رسانديم.صبح كه از خواب برمي خواستيم، مي ديديم هيچ اتفاقي نيافتاده، ولي با نگراني دوباره از بعداز ظهر ترسان ترسان به سراغ درختهاي گردو مي رفتيم.


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کلیه حقوق مطالب ، تصاویر و فایل‌های صوتی منتشر شده در وبلاگ متعلق به نویسندگان آن است و هرگونه استفاده از آن‌ها تنها با اجازه مستقیم نویسنده امکان‌پذیر می‌باشد.