۱۳۸۶/۰۸/۲۳
تيرماه سيزده
پاييز و شقايق

۱۳۸۶/۰۸/۲۰
يك نماي زيبا از قله كله سنگ (سمت چپ عكس) و قله دو بُرار(سمت راست عكس)1

دوستان عزيز من سلام
اين هم يك نماي زيبا از دو كوه زيباي دو بُرار و كوه كله سنگ از ظلع جنوبي كه خيلي زيبا هستند
در دامنه كوه دو بُرار (دو برادر) به سمت يال شرقي روستاي دُنبُليد واقع شده و در دامنه كوه كله سنگ به سمت يال غربي روستاي سوهان قرار دارد و ظلع جنوبي اين دو كوه را دو روستاي تكيه آرموت و آرموت زينت داده اند كه در عرصه هاي پايين تر ظلع جنوبي كوه دو بُرار دو روستاي ميراش و آردكان استقرار يافته اند كه هر يك از اين روستاها زيبايي هاي خاص خود را دارد كه به نوبه خود ديدني هستند كه در روستاي ميراش يك امام زاده كوچك و دنج نيز موجود است با نام امام زاده زكريا كه سالانه پذيراي بسياري از زوّار بومي و غير بومي است.
۱۳۸۶/۰۸/۱۶
صداي جيرجيرك

محاله كه كسي شب رو در طالقان صبح كرده باشه و با صداي جيرجيرك قريبه باشه.
صدايي كه سراسر آرامش است و خاطره
صدايي كه من به شخصه وقتي به اون صدا گوش ميكنم از اوج آرامش و شادي بغض گلوم رو فشار ميده
صدايي كه خيلي وقتها آخر هفته ها رو به عشق اون ميرم طالقان و وقتي كه شب از راه مياد و وقت خواب ميشه، تويه تراس خونه، زير پشه بند شب ها رو تا نيمه هاي شب به اون صدا گوش ميكنم و خدا رو بارها و بار ها شكر ميكنم
اين عكس يك جير جيرك اصيل طالقان هست كه اتفاقي تويه راه ديدم و سريع دست به كار شدم يه عكس ازش گرفتم تا شما دوستان عزيز اگه از نزديك اين موجود خوش صدا رو نديد بتونيد كه ببينيدش. اميد وارم خوشتون بياد.
۱۳۸۶/۰۸/۱۵
آل و زائوها در طالقان
۱۳۸۶/۰۸/۰۸
جنهای طالقان
داستانهای جنهای طالقان را نمیدانم شنیدهاید یا نه.
من مدتی پیش با یکی از پیرزنهای خوشزبان و خوش مشرب طالقانی صحبت میکردم. صحبت همین چیزها شد. پیرزن گفت که اجنه زن را در سربالایی به گردپایش هم نمیرسی اما اگر او را در سرپایینی دنبال کنی میتوانی بگیریش!
من علت را پرسیدم و او گفت:
پستانهای اجنه خیلی دراز است و هنگام دویدن در سرپایینی میافتند لای پاهایش و زمین میخورد. ولی در سربالایی او آنها را میاندازد روی دوشش و به سرعت برق بالا میرود...
یک پیرمرد طالقانی شهرنشین (و کمی خالی بند :)) هم یک بار بچه که بودم تعریف میکرد که: یک روز صبح زودتر از معمول رفتم حمام. تنها من در حمام بودم و دلاک هم چون سرش خلوت بود سنگ تمام گذاشت و علاوه بر کیسه کشیدن و لیف زدن یک دست مشتومال (ماساژ) حسابی هم داد. در همین حین با هم گپ هم میزدیم و صحبت به همین جن و این چیزها رسید. او اعتقاد نداشت به این حرفها. من روی شکم دراز کشیده بودم و گفتم که: میگویند جنها به جای پا سم دارند. او روی من بود و داشت مشت و مالم میداد و گفت آقا مگه میشه؟! وبعد یک دفعه پایش را آورد جلوی صورتم و گفت نکند منظورتون از سم این باشه؟
پیرمرد میگوید: دلاک به جای پا سم داشت، شبیه بز! دوپا داشتم و دوپای دیگر هم قرض کردم و همانطور لخت از حمام زدم به چاک...
خوشحال میشوم اگر دوستان دیگری هم داستانهای قدیمی طالقانی از اجنه شنیدهاند برایمان تعریف کنند.
۱۳۸۶/۰۸/۰۵
شب چرز
۱۳۸۶/۰۸/۰۴
دوکلام هم از مادر عروس
۱۳۸۶/۰۸/۰۳
تيغ زيبا

بنده هم با نظر سركار خانم محمودي موافق هستم و در اولين فرصت در اين خصوص اقدام خواهم كرد انشااله. اما قبل از اون تا قبل از فصل سرما قصد دارم چند عكس بسيار زيبا رو كه تهيه كردم براتون ارسال كنم.
اولين عكس همين هست كه داريد مشاهده ميكند كه اسم اين عكس رو گذاشتم تيغ زيبا. اين عكس مربوط ميشه به اگه اشتباه نكنم اواخر خرداد همين امسال كه از ساحل درياچه روستايه آرموت تكيه تهيه كردم. بنده اسم اين تيغ به خاطرم نمياد اگه كسي ميدونه به ما هم بگه تا مستفيد بشيم.
