سلام و خسته نباشید به همه هم وبلاگیها. اینجا این مدت غیبت بنده چقدر مطالب جدید اومده! کسی این شعر یا آواز را شنیده؟ : میخام بوشوم رشنابدر، آی رشنابدر .... خیلی قدیمی است و من هم متاسفانه فقط بیت اولش را بلدم. گویا ترانه قدیمی مشهوری بوده ولی من نه خوانندهاش را میشناسم و نه شاعرش را. کسی اطلاعات بیشتری داره ؟
در کتاب لسان الغیب شیخ آقا(هرنجی) داستانی در باره ی غواص ذکر شده که نشان دهنده ی مقام و جایگاه رفیع معنوی اوست . آن داستان به این شرح است: شیخ آقا و شیخ مهدی فرهنگی (غواص) دوست بودند و به همدیگر ارادت زیادی داشتند . شیخ آقا به شوخی غواص راقیاس صدا می زد . غواص در روستای آرتون به رحمت خدا رفت. آقای عبد الکریم هرنجی میگفت از آقای ابو القاسمی شنیدم که اذان صبح (روزی که غواص رحلت کرد ) شیخ آقا به خانه ی ما آمد و گفت :برویم آرتون. از آنجا که فاصله ی آرتون تا هرنج زیاد بود( و آن روزها رفت و آمد فقط با پای پیاده بود) من گفتم الان که امکان رفتن به آرتون نیست. چند متر برف آمده است . شیخ آقا یک دفعه گفت : قیاس مرد ! قیاس مرد! من نرفتم ولی شیخ آقا پای برهنه خود را برای تشییع جنازه به آرتون رساند... بعد ها شیخ آقا گفت: من و غواص هر صبح نماز را در نجف میخواندیم و آنروز غواص نیامد. فهمیدم مرده است.
خلا صه پس از رایزنی با یکی از دوستان مقدمات قرار گرفتن کتاب غواص در طالقان فراهم شد. دوستان میتوانند درگیلنک در قسمتی که جاده به سمت آرتون ، دنبلید ، میراش و پایین طالقان میپیچد از مینی سوپر محمد تهیه کنند. این مکان قابل دسترس برای بالا -میان و پایین طالقان است.دقیقا کنار جاده قرار دارد. صحبتهایی با آقای میر حسینی که در میدان معلم شهرک لوازم التحریر فروشی دارند نیز انجام شده. انشاء الله به زودی در آنجا نیز قابل دسترس خواهد بود.
اویه، آدم ویر مینه! Ewwieh, ّAdam wir meyneh معنی حدودی: عجب، آدم حیرت میکنه! (چیزها میبیند!)
سلام دوستان، این نکیه کلام مادربزرگ عزیزم بود. هرچند ضربالمثل نیست ولی با اجازه دوستان به یادبود آن نازنین اینجا گداشتم. هر وفت از مسائل امروزی تعجب زده میشد میگقت. خدا رحمنش کند و یادش گرامی! (در ضمن قدر مادربزرگهاتون رو خیلی بدونید)
(توجه: لوبيا و نخود قبل از پخت بايد چند ساعتي در آب خيسانده شوند تا بهتر پخته شوند.)
ابتدا نخود و لوبيا چون نياز به زمان پخت بيشتري دارند بايد پخته شوند. آلوچه، آلبالو و برگ قيصي چون ترش هستند باعث تاخير در پخت ساير مواد مي شوند پس آنها را جداگانه در ظرفي ريخته و مي پزيم. نخود لوبيا كه به حالت نيم پز رسيدند مغز گردو و چغندر را به آن اضافه مي كنيم. چغندرها بايد پس از پوست گيري نگيني درشت خرد شوند. وقتي همه مواد بالا كاملا پختند همه را باهم در يك ظرف ميريزيم. بسته به ميل شما مي توان از سير و كشمش سرخ شده نيز استفاده كرد اما نعناع سرخ شده حتما به مواد بالا اضافه مي شود. براي خوش طعم شدن اين آش بايد از سركه و شيره بعنوان چاشني استفاده كرد. اگر دوست داريد آش خيلي ترش باشد سركه بيشتر و براي ملس بودن آن از شيره بيشتر استفاده مي شود. چون آلوچه و آلبالو و برگ قيصي خودشان ترش هستند پس ترشي آنها نيز براي نهايي كردن طعم آش بايد درنظر گرفته شود.اين آش در فصل زمستان پخته مي شود (چغندر يا لبو در ساير فصلها نيست) طبيعي است كه از برگ قيصي ، آلوچه يا به قول طالقاني ها سگ آلوك و آلبالو خشكه استفاده مي شود. در تهران به اين آش آش ميوه هم مي گويند ولي كمتر كسي آن را شنيده و يا خورده است. درضمن مادرم بسيار عالي و خوشمزه اين آش را درست مي كند.
قبل از عنوان كردن ضرب المثل از همه كساني كه از اين وبلاگ ديدن مي كنند عذر مي خواهم. به هر حال يكي از خصوصيات طالقاني ها صريح الهجه بودنشان است كه اين ضرب المثل را هم شامل مي شود. لاف در غريبي گوز در مسگران
کلیه حقوق مطالب ، تصاویر و فایلهای صوتی منتشر شده در وبلاگ متعلق به نویسندگان آن است و هرگونه استفاده از آنها تنها با اجازه مستقیم نویسنده امکانپذیر میباشد.